پایگاه خبری اصفهان سبز
سیاسی

رضا بابایی: اسلام در زمان پیامبر(ص) «دین اصلاح» بود، نه انقلاب

اسلام پیامبر یا پیامبر اسلام؟ روایتی متفاوت از نسبت دین با زمانه

رضا بابایی: اسلام در زمان پیامبر(ص) «دین اصلاح» بود، نه انقلاب
دانلود
۱ / 1
آیا اسلام در زمان پیامبر(ص) یک انقلاب اجتماعی بود یا جنبشی اصلاح‌گر؟ رضا بابایی، پژوهشگر مسائل دینی، با طرح این پرسش، روایتی متفاوت از نسبت اسلام با ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عصر پیامبر ارائه می‌کند و معتقد است اسلام نخستین، بیش از آنکه شورش و انقلاب باشد، جنبشی اصلاحی بود که در بسیاری از حوزه‌ها ساختارهای موجود را برنینداخت، بلکه در همان قالب‌ها محتواسازی کرد.

به گزارش پایگاه خبری اصفهان سبز، رضا بابایی، پژوهشگر مسائل دینی، با انتشار یادداشتی به شرح زیر آورده است:

تاریخ گواه است که اسلام در زمان پیامبر(ص)، دین اصلاح‌ بود، نه انقلاب؛ جز در مسئلۀ چندخدایی که داستانی دیگر دارد. شیوه‌های انقلابی و ارتجالی در این دین و در هیچ‌یک از آیین‌های مانا جایی نداشته است؛ چون زیرساخت‌های اجتماعی و فرهنگ عمومی، انقلاب و دگرگونی ارتجالی را نمی‌پذیرند.

اسلام نخستین، بیشتر جنبش (Movement) بود تا شورش و انقلاب (Revolution). جنگ‌های صدر اسلام هم یا دفاعی بود یا بیشتر زمینه‌های سیاسی ـ اقتصادی داشت تا عقیدتی.

اسلام حتی در احکام اقتصادی و جزایی، اصلاحات جزئی را بر انقلاب ترجیح داد؛ یعنی در بیرون از زمان و مکان خود سیر نکرد. از همین رو است که غالب احکام اقتصادی و جزائی و حکومتی اسلام، امضایی است، نه تأسیسی؛ یعنی نظم پیشین را بیش‌وکم پذیرفت و در همان قالب‌ها محتواسازی کرد.

برده‌داری، ماه‌های حرام، نابرابری ارث و دیۀ زن و مرد، معاملات رایج در شبه‌جزیره (مضاربه، جعاله و ...)، نظام قبیلگی، نوع روابط اجتماعی و خانوادگی، سنت چندهمسری و... در عصر رسالت تغییر اساسی نکرد.

اسلام، ساختارهای جدید نیافرید؛ ساختارهای پیشین را برنینداخت و در قالب حکومت و فرایند حاکم‌گزینی دست نبرد. اگر تغییری داد، در محتوا و اندکی نیز در شکل اجرا بود.

عقیدۀ شیعه به وجود نص و نصب الهی برای خلافت امام علی(ع)، استثنا است؛ چنانکه حاکم مسلمانان در سقیفه، به همان شیوه‌ای انتخاب شد که پیش از اسلام سابقه داشت و تا زمان معاویه هم ادامه داشت.

احکام تأسیسی اسلام، عمدتاً در بخش عبادیات است؛ در غیر آن، شیوۀ پیامبر اسلام(ص) همراهی حداکثری با زمانه بود؛ نه تغییرات ناگهانی و شهرآشوب.

مسلمانان نیز اگر همین شیوه را برگزینند، پا در جای پای پیامبر خویش گذاشته‌اند؛ یعنی نه در گذشتۀ دور یا نزدیک بمانند و نه بدون جایگزین‌های مجرب و سازگار با زمانه، ساختارها را بشکنند.

بنابراین، مسلمانی دو معنا دارد:

۱. پیروی از «پیامبر اسلام»؛
۲. پیروی از «اسلام پیامبر».

«اسلام پیامبر» یعنی روشی که ایشان برگزید و فرایندی که پیمود تا به «پیامبر اسلام» رسید.

«اسلام پیامبر» تا آنگاه که به خلافت تبدیل نشده بود، بسیار ساده و سازگار با سنت‌ها و ساختارهای موجود بود.

مثلاً اسلام، تقوا را نشانۀ برتری قلمداد کرد، اما این برتری، نظام بردگی را نقض نمی‌کرد؛ یعنی پرهیزگار برتر است، چه برده باشد و چه مولی.

«نظام بردگی» محصول سنت‌ها و تاریخ اعراب بود؛ نقض آن نیز بر عهدۀ سنت‌های جدید است، نه فرمان پیامبران که رسالتی دیگر داشتند.

اسلام پیامبر در بیرون از زمان و مکان شکل نگرفت که ما پیامبر اسلام را منهای زمان و مکان بنگریم.

پیامبر اسلام پایان اسلام پیامبر نیست؛ آغاز آن است؛ یعنی شیوه و روش ایشان در مواجهه با زمان و مکان باید همچنان ادامه می‌یافت که نیافت.

مسلمانان، پیامبر اسلام را بیش‌وکم می‌شناسند، اما در «اسلام پیامبر» چندان نمی‌نگرند؛ یعنی تأثیر نسبت‌های زمانی و مکانی را در سیر پیامبرانۀ او نادیده می‌گیرند.

اگر اسلام پیامبر (روش و فرایند) به اندازۀ پیامبر اسلام (نتیجه و برآیند) در کانون توجهات می‌نشست، زمان و مکان همان اندازه برای مسلمانان اهمیت می‌یافت که برای پیامبر اسلام(ص) اهمیت داشت.

برای اینکه پیامبر اسلام(ع) در «مکه = ام‌القری» و «پیرامون مکه = من حولَها» محصور نماند و عقیده به استمرار رسالت ایشان در زمان‌ها و مکان‌های دیگر، با آیاتی همچون «أَوْحَینَا إِلَیک قُرْآنًا عَرَبِیا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَی وَمَنْ حَوْلَهَا؛ قرآن عربی را بر تو وحی کردیم تا [مردم] مکه و پیرامون آن را هشدار دهی» (شوری، ۷) سازگار باشد، باید فرایند (اسلام پیامبر) را هم به اندازۀ برایند (پیامبر اسلام) دید؛ وگرنه گزیری از توقف در یکی از ایستگاه‌های تاریخ نمی‌ماند.

نویسنده خبر

آراد جویا

این خبر توسط تیم تحریریه پایگاه خبری اصفهان سبز تهیه و منتشر شده است.

پیشنهاد مطالعه

مطالب مرتبط

دیدگاه کاربران

0 نظر

هنوز نظری برای این خبر ثبت نشده است.
مشارکت در گفتگو

ارسال نظر