پایگاه خبری اصفهان سبز
بین الملل

یادداشت | جنگی که «حقانیت» هیچ‌کس را نجات نداد؛ نظام و براندازان در یک میدان بی‌برنده

یادداشت | جنگی که «حقانیت» هیچ‌کس را نجات نداد؛ نظام و براندازان در یک میدان بی‌برنده
دانلود
۱ / 1
آمریکا و اسرائیل حمله کردند، اما نظام سقوط نکرد؛ از سوی دیگر، جنگ طولانی شد و پیروزی نمادینی که بتواند قواعد گذشته را احیا کند نیز به دست نیامد. حالا پرسش اصلی این است: آیا جنگ، بیش از آنکه سرنوشت یک طرف را تعیین کند، قواعد بازی سیاسی در ایران را تغییر داده است؟

به گزارش پایگاه خبری اصفهان سبز، جواد کاشی، فعال سیاسی و اجتماعی، با انتشار یادداشتی به شرح زیر آورده است:

جنگ ناشی از تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، به طول انجامیده است. خدا می‌داند تا چه زمانی تداوم خواهد داشت. تداوم شرایط جنگی خطرناک است. آینده را برای همگان بیش از گذشته نامعلوم و نگران‌کننده کرده است.

با همه نگرانی‌ها و خسارت‌های جبران‌ناپذیر، تداوم جنگ ممکن است شرایط را آبستن یک تحول تازه و مثبت کند.

پس از پایان جنگ هشت‌ساله میان ایران و عراق، جنگ‌های کوتاه‌مدتی میان حزب‌الله لبنان یا جنبش حماس و اسرائیل، یا حتی زد و خوردهایی میان ایران و آمریکایی‌ها در منطقه رخ داد. اما زمان کوتاه جنگ، می‌توانست داستان جنگ را به یک امر نمادین تبدیل کند که حکایت از پیروزی قاطع ما و شکست فضاحت‌بار دشمن داشت. نمادی که همزمان با پیروزی، شاهدی بر حقانیت نظام نیز بود.

جنگ‌های کوتاه‌مدت، نیروی تازه‌ای به نظام می‌داد تا همه چیز را مطابق همان روال معمول و مألوف گذشته مدیریت کند، و همزمان احساس حقانیت کند. حقانیت نظام، به نحوی پیچیده و پنهان به پیروزی در یک میدان نمادین منازعه با دشمنان گره خورده بود.

هیچ چیز در شرایط امروز بدتر از تداوم این جنگ نیست. اما در عین حال، تداوم جنگ، احیای مجدد آن امر نمادین را به تعویق انداخته است. دست‌کم جناحی از نظام احساس می‌کند پای قواعد مألوف و عادت‌شده در مدیریت امور عمومی سست و لنگ شده است. جان‌بخشی دوباره با احساس حقانیت تام نیز به خطر افتاده است. فکر دیگری باید کرد.

آن جناحی هم که نگران مذاکره و صلح و پیمان متارکه در جنگ است، دقیقاً از همین واقعه هراسناک است. می‌داند مذاکره و صلحی که به تکرار و قوت‌بخشی به آن امر نمادین نیانجامد، خطرناک است. دیگر تداوم راه با همان شعارها و الگوهای رفتاری و قواعد مألوف ممکن نیست. باید از الگوی پیشین حقانیت‌بخشی به خود صرف‌نظر کرد؛ در آنچه موجودیت خود را در آن احساس می‌کند.

اپوزیسیون برانداز نظام نیز وضع مشابهی دارد. بیش از دو دهه است برخی چهره‌های وابسته به آنان خیال می‌کردند اگر آمریکا و اسرائیل دست به کار شوند، کار را تمام خواهند کرد. اما روز موعود فرارسید. آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند، اما در تحقق آمال اولیه شکست خوردند.

نظام پابرجاست. طرح‌های نظامی سنگین علیه ایران، پاسخ مطلوب نگرفته است. تنها در موازنه قدرت شکست نخورده‌اند، در حقانیت‌بخشی به خود نیز شکست خورده‌اند؛ چرا که از همان آغاز، حقانیت خود را در موفقیت خود و ساقط کردن نظام جست‌وجو می‌کردند.

تداوم جنگ، وضع مشابهی میان نظام و مخالفین براندازش ایجاد کرده است. هر دو در میدان موازنه قدرت و در قوت‌بخشی به نظام حقیقت خود ناکام شده‌اند. پیروزی قاطع، آن‌چنان که منطق نمادین حقانیت‌بخش را تازه کند، در میان نیست.

برای نظام دو راه پیش رو گشوده است.

یکی پایان بخشیدن به جنگ به هر بهای ممکن است. این راه اطمینان‌بخش نیست؛ چرا که برای هیچ‌کس معلوم نیست آمریکا و به‌خصوص اسرائیل چه در سر دارند و راضی شدن ایران به پایان جنگ را مقدمه فریب‌کارانه چه طرح دیگری کرده‌اند.

راه دوم، تجدیدنظر در منطق کسب حقانیت است.

باید این بار از تشبیه جنگ به میدان منازعه حق علیه باطل و وظیفه اقامه حق صرف‌نظر کرد. تداوم جنگ، پیروزی را به نحو نگران‌کننده‌ای به تعویق انداخته است و شکست در این جنگ هم مظلومیت مألوف جهاد مؤمنین در مقابل کفار را متبادر به اذهان مردم نمی‌کند.

باید از الگوهای نمایشی تکیه بر مردم فراتر رفت. باید نشان داد، نظام تمایل دارد کل مردم را نمایندگی کند. حاضر است برای کسب اعتماد عمومی، از بسیاری موازین و قواعد پیشین خود عقب بنشیند. حاضر است دیگران را به رسمیت بشناسد. به مرحله‌ای ارتقا پیدا کند که خود را تابع هدایت مردم کند.

اگر چنین می‌شد، آنگاه نظام می‌توانست نظام حقانیت جدیدی برای خود رقم بزند و آن را از صرف کسب پیروزی یا شکست در میدان منازعه با یک دشمن خارجی رها کند.

اگر چنین کند که بعید است بکند، آنگاه پایگاه نیروی برانداز نیز فروخواهد ریخت. آنها در این وضعیت تازه باید خود را بازتعریف کنند.

جدا کردن نظام حقیقت از سرانجام میدان جنگ، بار سنگین مدیریت جنگ را هم سبک خواهد کرد. آنگاه می‌توان به نحوی مصلحت‌جویانه در خصوص جنگ تصمیم گرفت.

چه کسی می‌داند، شاید دعوت از چهره‌های متفکر و هنرمند به ایران، یک اقدام نمایشی آغازین برای اقدام‌های بزرگ‌تر بعدی باشد.

نویسنده خبر

آراد جویا

این خبر توسط تیم تحریریه پایگاه خبری اصفهان سبز تهیه و منتشر شده است.

پیشنهاد مطالعه

مطالب مرتبط

دیدگاه کاربران

0 نظر

هنوز نظری برای این خبر ثبت نشده است.
مشارکت در گفتگو

ارسال نظر