پایگاه خبری اصفهان سبز
یادداشت
یادداشت؛

ایرانی‌ها در سالن انتظار تاریخ؛ مردمی که سال‌هاست منتظر فردایی نامعلوم‌اند!

ایرانی‌ها در سالن انتظار تاریخ؛ مردمی که سال‌هاست منتظر فردایی نامعلوم‌اند!
دانلود
۱ / 1
ایرانی‌ها سال‌هاست در سالن انتظار تاریخ نشسته‌اند؛ منتظر توافق، صلح، کاهش قیمت دلار، مهار تورم، پایان تحریم‌ها و تصمیم‌هایی که شاید مسیر زندگی‌شان را تغییر دهد. در این میان، آنچه بیش از همه فرسوده شده، نه فقط قدرت خرید مردم، بلکه توان برنامه‌ریزی برای آینده و لذت بردن از زندگی در زمان حال است.

به گزارش پایگاه خبری اصفهان سبز، مصطفی داننده، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و روزنامه‌نگار، در یادداشتی به شرح زیر آورده است:

ایرانی یعنی آدمی که همیشه منتظر است؛ منتظر اتفاقی که قرار است بیفتد، خبری که قرار است برسد، تصمیمی که قرار است گرفته شود و گرهی که قرار است باز شود. انگار زندگی برای او چیزی نیست جز نشستن در سالن انتظار تاریخ؛ با این تفاوت که نه شماره‌ای دارد، نه نوبتش معلوم است و نه کسی تضمین کرده که بالاخره صدایش خواهند زد.

امروز ایرانی نشسته است تا ببیند دوباره جنگ می‌شود یا نه؛ دموکرات‌ها کنگره و سنا را به دست می‌آورند یا نه؛ عربستان و یمن به جان هم می‌افتند یا نه؛ دلار پایین می‌آید یا نه؛ قیمت‌ها باز هم بالا می‌روند یا نه؛ می‌تواند واکسن آنفلوانزا بزند یا نه؛ فردا کار پیدا می‌کند یا نه؛ پولش تا آخر ماه می‌رسد یا نه و اصلاً فردا صبح که از خواب بیدار می‌شود، هنوز می‌تواند برای زندگی‌اش برنامه‌ای داشته باشد یا نه!

چه زندگی عجیبی! آدمی که هزاران کیلومتر با ینگه دنیا فاصله دارد، باید نتیجه انتخابات آمریکا را با اضطراب دنبال کند؛ نه به خاطر علاقه به سیاست داخلی ایالات متحده، بلکه چون ممکن است فردای زندگی‌اش به آن گره خورده باشد.

باید اخبار جنگ را دنبال کند، چون یک موشک در نقطه‌ای از خاورمیانه می‌تواند به زندگی‌اش پایان دهد یا کشورش را ویران کند. باید قیمت دلار را بررسی کند، چون پولی که دیروز داشت، شاید امروز دیگر همان ارزش را نداشته باشد.

ایرانی حتی وقتی می‌خواهد یک کار معمولی انجام دهد، باید اول از آینده اجازه بگیرد! می‌خواهد ماشین بخرد؟ می‌خواهد خانه‌اش را عوض کند؟ می‌خواهد ازدواج کند، بچه‌دار شود، کسب‌وکاری راه بیندازد یا برای تعطیلات برنامه‌ریزی کند؟ باید صبر کند، چون هنوز معلوم نیست فردا چه می‌شود! و این «چه می‌شود» لعنتی، سال‌هاست دست از سر زندگی‌اش برنمی‌دارد.

قرار بود با توافق هسته‌ای اوضاع بهتر شود، قرار بود با رفتن یک دولت و آمدن دولت دیگر، چیزی تغییر کند، قرار بود تحریم‌ها برداشته شوند، تورم مهار شود، رابطه با دنیا عادی شود و سفره مردم رنگی بگیرد. اما ایرانی منتظر ماند و صبر کرد و هر بار یک وعده، یک انتخابات، یک مذاکره، یک توافق یا یک بحران تازه از راه رسید و به او گفت: فعلاً دست نگه دار، هنوز وقتش نرسیده است!

حالا دیگر حتی معلوم نیست باید منتظر چه چیزی باشد. منتظر تغییر باشد یا تحمل وضع موجود؟ منتظر صلح باشد یا جنگ؟ منتظر توافق باشد یا شکست مذاکرات؟ منتظر کاهش قیمت‌ها باشد یا خودش را برای گرانی بعدی آماده کند؟ منتظر خبر خوب باشد یا از همین حالا نگران خبر بد بعدی شود؟

در این میان، اما انگار قرار نیست ما کاری بکنیم؛ قرار است ببینیم دیگران چه می‌کنند. ببینیم ترامپ چه می‌گوید، دموکرات‌ها چه می‌کنند، اسرائیل چه تصمیمی می‌گیرد، عربستان چه می‌کند، دلار چه می‌شود و دولت فردا چه وعده‌ای می‌دهد.

همه بازیگران روی صحنه‌اند و ما در سالن نشسته‌ایم؛ منتظر پایان نمایشی که هزینه بلیت آن را هم از جیب خودمان پرداخته‌ایم.

البته نمی‌شود از مردم خواست بی‌خیال باشند. وقتی تصمیم‌های سیاسی و اقتصادی مستقیماً زندگی‌شان را زیرورو می‌کند، نگرانی طبیعی است. نمی‌شود به کسی که هر روز فقیرتر می‌شود گفت اخبار را دنبال نکن؛ نمی‌شود به کسی که از آینده می‌ترسد گفت مثبت فکر کن. این حرف‌ها بیشتر شبیه شوخی است تا راه‌حل.

اما باید یک چیز را فهمید؛ جامعه‌ای که مردمش مدام در انتظارند، فقط با تورم، بی‌پولی و فقر روبه‌رو نیست، بلکه با کمبود امکان زندگی کردن مواجه است. مردمش نمی‌توانند زمان حال را از آنِ خود بدانند، چون همیشه احتمال می‌دهند اتفاقی از راه برسد و همه‌چیز را به هم بریزد.

درد این است که آن‌قدر منتظر مانده‌ایم که گاهی فراموش می‌کنیم قرار بود زندگی کنیم، نه اینکه فقط منتظر بمانیم و ببینیم چه بلایی قرار است سرمان بیاید.

نویسنده خبر

آراد جویا

این خبر توسط تیم تحریریه پایگاه خبری اصفهان سبز تهیه و منتشر شده است.

پیشنهاد مطالعه

مطالب مرتبط

دیدگاه کاربران

0 نظر

هنوز نظری برای این خبر ثبت نشده است.
مشارکت در گفتگو

ارسال نظر