به گزارش پایگاه خبری اصفهان سبز، نورالله جویا، خبرنگار و فعال سیاسی و اجتماعی، با انتشار یادداشتی به ضرورت تغییر رویکرد مسئولان از سیاست دفع به سیاست جذب پرداخته است. متن این یادداشت به شرح زیر است:
سالهاست بهعنوان یک خبرنگار بر یک واژه تأکید میکنم؛ واژهای که به باور من، توجه جدی به آن میتواند نقش مهمی در آینده کشور و تقویت سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی ایران داشته باشد: «جذب».
به اعتقاد من، یکی از ضعفهای جدی در عملکرد برخی مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران و دستگاههای مختلف کشور، کمتوجهی به سیاست جذب اقشار مختلف جامعه، شنیدن صدای منتقدان و پاسخگویی به مطالبات مردم است.
این مسئله را نمیتوان صرفاً یک برداشت شخصی دانست؛ بلکه برای ارزیابی دقیق آن باید به شاخصهایی همچون میزان اعتماد عمومی، مشارکت اجتماعی و سیاسی، سرمایه اجتماعی و روندهای آماری مرتبط مراجعه کرد. پرسش اساسی این است: آیا همه ظرفیتهای مدیریتی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و اجرایی کشور برای افزایش اعتماد عمومی و جذب افرادی که به دلایل مختلف از مسئولان و عملکرد دستگاهها فاصله گرفتهاند، به کار گرفته شده است؟
بهجای دفع مردم، به دنبال جذب آنان باشیم
جمهوری اسلامی ایران یعنی نوکری و خدمتگزاری مردم؛ چراکه این نظام با فداکاری، ایثار و خون هزاران شهید شکل گرفته است و حفظ استقلال، امنیت و تمامیت ارضی کشور، مسئولیتی همگانی است.
بااینحال، پاسداری از دستاوردهای انقلاب و تقویت نظام تنها با تأکید بر گذشته محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند اصلاح مستمر عملکردها، جلب رضایت عمومی و پاسخگویی صادقانه به مردم است؛ مردمی که بیش از مسئولان در میدان بودهاند و همچنان حضور دارند.
وقتی در برخی حوزهها، بهجای گفتوگو با منتقدان، برخوردهای محدودکننده در پیش گرفته میشود؛ وقتی مطالبات بهحق مردم بهموقع پاسخ داده نمیشود؛ وقتی برخی دستگاههای اجرایی در قبال عملکرد خود پاسخگویی شفاف و مؤثری ندارند؛ و وقتی برخورد با فساد و تخلف، از قاطعیت و عدالت مورد انتظار جامعه برخوردار نیست، طبیعی است که اعتماد عمومی آسیب ببیند.
در چنین شرایطی، نباید از مردم انتظار داشت بدون توجه به عملکرد مسئولان نظام، همچنان همان میزان اعتماد و همراهی گذشته را داشته باشند.
باید میان منتقد و مخالف تفاوت قائل شد. منتقدی که با هدف اصلاح امور سخن میگوید، لزوماً مخالف نظام نیست. حتی ممکن است نقد او از سر دلسوزی و با هدف جلوگیری از تکرار اشتباهات باشد.
خاموش کردن صدای منتقدان توسط دستگاههای امنیتی، نهتنها مشکلات را برطرف نمیکند، بلکه میتواند زمینه انباشت نارضایتیها و عمیقتر شدن فاصله میان مردم و مسئولان را فراهم سازد.
وقتی میدان جذب را خالی میکنیم، دیگران از نارضایتیها بهرهبرداری میکنند
یکی از نگرانیهای جدی این است که بیتوجهی به مطالبات مردم و تداوم برخی ناکارآمدیها، فرصت بهرهبرداری را برای دشمنان ایران، بهویژه سرویسهای جاسوسی موساد و سیا و دیگر بازیگرانی که در کمین نشستهاند، فراهم کند.
دشمنان، از جمله رژیم صهیونیستی و دولتهای آمریکا و انگلیس، ممکن است از شکافهای اجتماعی، نارضایتیها و ضعفهای مدیریتی برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند. البته باید میان نارضایتی مردم از عملکرد مسئولان و همراهی آنان با دشمنان تمایز قائل شد.
هر فرد ناراضی، مخالف ایران یا همسو با دشمن نیست؛ بسیاری از مردم با وجود انتقادها، به آینده کشور، امنیت ملی و سربلندی ایران اهمیت میدهند.
اتفاقاً همین سرمایه انسانی و اجتماعی، فرصتی ارزشمند برای کشور است؛ فرصتی که اگر با احترام، گفتوگو، اصلاح و پاسخگویی همراه شود، میتواند به تقویت همبستگی ملی بینجامد.
نباید اجازه دهیم ضعف در مدیریت داخلی و بیتوجهی به خواستههای مردم، زمینهای فراهم کند که دشمنان از فاصله ایجادشده میان جامعه و مسئولان بهرهبرداری کنند.
بازگشت به مردم، راه تقویت نظام و حفظ ایران
خطاب من به مسئولان، از جمله رهبر تازهنفس انقلاب، حضرت آیتالله مجتبی خامنهای، مدیران دستگاههای اجرایی، نهادهای قانونی و امنیتی، مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه و همه دلسوزان کشور این است: اگر میخواهیم جمهوری اسلامی ایران با پشتوانه مردمی مستحکمتر به مسیر خود ادامه دهد، باید سیاست جذب را جدی بگیریم.
این مسیر از چند اقدام اساسی میگذرد:
۱. شنیدن صدای منتقدان: انتقاد منصفانه باید فرصتی برای اصلاح باشد، نه بهانهای برای حذف و محدود کردن افراد.
۲. پاسخگویی واقعی به مطالبات مردم: دستگاههای اجرایی باید با شفافیت، سرعت و مسئولیتپذیری به مشکلات شهروندان رسیدگی کنند.
۳. مبارزه قاطع و عادلانه با فساد: مردم باید در عمل ببینند که قانون در برابر تخلف و سوءاستفاده از قدرت، بدون تبعیض اجرا میشود.
۴. تقویت اعتماد عمومی: وعدههای مسئولان باید با عملکرد آنان همخوانی داشته باشد و در صورت بروز اشتباه، پذیرش مسئولیت و اصلاح آن در دستور کار قرار گیرد.
۵. گفتوگو با نسل جوان و اقشار مختلف جامعه: تفاوت سلیقهها و دیدگاهها را باید به رسمیت شناخت و برای حضور مؤثر همه ظرفیتهای اجتماعی در مسیر پیشرفت کشور فرصت فراهم کرد.
۶. تقویت باورهای دینی و اعتقادی از مسیر اخلاق و رفتار مسئولان: ایمان و اعتقاد را نمیتوان صرفاً با توصیه و شعار تقویت کرد. عدالت، صداقت، امانتداری و رعایت حقوق مردم، از مهمترین عوامل تقویت اعتماد به ارزشهای دینی و اخلاقی است.
۷. تلاش برای بازسازی رابطه با خانوادهها و افرادی که از مسئولان فاصله گرفتهاند: باید زمینه گفتوگو و بازگشت اعتماد را فراهم کنیم و نشان دهیم که درهای اصلاح و مشارکت اجتماعی به روی مردم باز است.
حفظ نظام با تقویت پشتوانه مردمی امکانپذیرتر میشود
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به همبستگی ملی، انسجام اجتماعی و اعتماد متقابل مردم و مسئولان نیاز دارد.
در شرایطی که ایران با تهدیدهای خارجی و فشارهای مختلف، از جمله تحریمهای شدید اقتصادی، روبهروست، نمیتوان از ضرورت وحدت سخن گفت، اما نسبت به عوامل ایجادکننده شکاف اجتماعی بیتفاوت ماند.
وحدت با دستور و شعار به وجود نمیآید؛ وحدت محصول عدالت، احترام، اعتماد، مسئولیتپذیری و احساس تعلق مشترک به سرنوشت کشور است.
اگر میخواهیم در برابر تهدیدهای رژیم صهیونیستی، آمریکا و دیگر دشمنان ایران با قدرت و اقتدار بایستیم، باید از ظرفیت همه ایرانیان، چه شیعه و چه سنی و چه اقوام و مذاهب مختلف، بهره ببریم.
ایران متعلق به همه مردم آن است و تقویت امنیت و اقتدار کشور نیز به مشارکت و همراهی گسترده آنان نیاز دارد.
سخن پایانی
من همچنان بر این باورم که یکی از مهمترین راهبردهای پیش روی مسئولان، حرکت از سیاست دفع به سمت سیاست جذب است؛ جذب مردم، شنیدن صدای منتقدان، پاسخگویی به مطالبات، برخورد عادلانه با فساد و بازسازی اعتماد عمومی.
اگر خانوادهای از مسئولان دلخور شده، اگر جوانی احساس میکند صدایش شنیده نمیشود، اگر شهروندی از بیعدالتی یا ناکارآمدی دستگاهی گلایه دارد، راهحل این نیست که او را از دایره گفتوگو خارج کنیم؛ راهحل آن است که علت نارضایتی را بشناسیم و برای رفع آن سریعاً اقدام کنیم.
برای حفظ ایران، باید مردم را حفظ کنیم؛ برای تقویت نظام، باید سرمایه اجتماعی آن را افزایش دهیم؛ و برای افزایش اعتماد عمومی، باید از شعار جذب عبور کنیم و آن را به یک سیاست عملی در مدیریت کشور تبدیل سازیم.
با آرزوی سربلندی ایران عزیز
0 نظر