به گزارش پایگاه خبری اصفهان سبز، بابک کاظمی، نویسنده و فعال سیاسی و اجتماعی، با انتشار یادداشتی به شرح زیر آورده است:
یکی از مهمترین چالشهای نظام حکمرانی در بسیاری از کشورها، شکلگیری «دولت کاغذی» است؛ دولتی که در آن قانون فراوان است، برنامه بسیار است، سند راهبردی پیدرپی تولید میشود و بخشنامههای متعدد صادر میشود، اما در زندگی مردم تغییر محسوسی دیده نمیشود.
فاصله میان آنچه نوشته میشود و آنچه اجرا میشود، هر روز بیشتر میشود و همین فاصله به مهمترین مانع توسعه تبدیل میگردد.
دولت کاغذی، دولتی است که بیش از آنکه به نتیجه اهمیت دهد، به تولید سند و گزارش توجه دارد. مدیران موفقیت خود را با تعداد جلسات برگزارشده، تعداد مصوبات و حجم مکاتبات میسنجند، در حالی که مردم عملکرد دولت را با کیفیت آموزش، امنیت، سلامت، اشتغال و رفاه ارزیابی میکنند.
اگر بهترین قوانین تصویب شوند اما در عمل هیچ تغییری ایجاد نشود، آن قوانین تنها بر روی کاغذ باقی خواهند ماند.
یکی از مهمترین نشانههای دولت کاغذی، گسترش بروکراسی است. هر مسئله ساده باید از مسیرهای طولانی اداری عبور کند و هر تصمیم نیازمند امضاهای متعدد باشد. این روند، علاوه بر کاهش سرعت تصمیمگیری، موجب افزایش هزینههای اداری و کاهش انگیزه شهروندان برای پیگیری امور میشود. زمانی که انجام یک کار ساده هفتهها یا ماهها طول بکشد، اعتماد عمومی نیز به تدریج کاهش پیدا میکند.
دولت کاغذی معمولاً گرفتار تمرکز شدید قدرت است. بسیاری از تصمیمها در سطوح بالای مدیریتی گرفته میشود و مدیران محلی اختیار کافی برای حل مسائل منطقه خود ندارند. در نتیجه، حتی کوچکترین مشکلات نیز باید مسیر طولانی اداری را طی کنند و فرصتهای ارزشمند برای حل سریع مسائل از دست میرود. حکمرانی موفق زمانی شکل میگیرد که اختیار با مسئولیت همراه باشد و مدیران بتوانند متناسب با شرایط واقعی تصمیم بگیرند.
در حوزه آموزش، آثار دولت کاغذی بهخوبی قابل مشاهده است. اسناد تحول آموزشی، برنامههای راهبردی و دستورالعملهای متعدد تدوین میشوند، اما بسیاری از مدارس همچنان با کمبود امکانات آموزشی، تجهیزات ورزشی، نیروی انسانی و فضای استاندارد روبهرو هستند. مدرسه با بخشنامه متحول نمیشود، بلکه با سرمایهگذاری هدفمند، مدیریت کارآمد و اعتماد به معلمان مسیر پیشرفت را طی میکند.
در حوزه اقتصاد نیز شرایط مشابهی وجود دارد. صدور پیدرپی مقررات، بدون اصلاح ساختارها، نهتنها مشکلات را حل نمیکند، بلکه گاهی موجب افزایش بیثباتی میشود. سرمایهگذار به دنبال ثبات، شفافیت و پیشبینیپذیری است، نه انبوهی از مقرراتی که هر روز تغییر میکنند. اقتصاد زمانی رشد میکند که دولت نقش تسهیلکننده داشته باشد، نه آنکه با پیچیده کردن فرایندها مانع فعالیتهای اقتصادی شود.
ادامه این وضعیت، مهمترین سرمایه هر حکومت، یعنی اعتماد عمومی را تضعیف میکند. مردم زمانی به سیاستها اعتماد میکنند که نتیجه آنها را در زندگی روزمره خود مشاهده کنند. اگر وعدهها بارها تکرار شوند اما مشکلات همچنان پابرجا بمانند، سرمایه اجتماعی به تدریج کاهش مییابد و مشارکت عمومی نیز آسیب میبیند.
خروج از دولت کاغذی نیازمند اصلاح عمیق در نظام حکمرانی است. نخست باید نتیجه جایگزین فرایند شود. دستگاههای اجرایی باید بر اساس میزان حل مسائل مردم ارزیابی شوند، نه بر اساس تعداد گزارشها و جلسات. دوم باید قوانین و مقررات زائد حذف شوند و مسیرهای اداری ساده شوند. سوم باید تصمیمگیری بر پایه دادههای دقیق و شواهد علمی انجام شود. چهارم باید پاسخگویی به یک اصل تغییرناپذیر تبدیل شود تا هر مدیر در برابر عملکرد خود مسئول باشد.
دولت کارآمد، دولتی نیست که بیشترین تعداد قانون و سند را تولید کند، بلکه دولتی است که بتواند با کمترین هزینه، بیشترین مسئله را حل کند. مردم به جای مطالعه اسناد رسمی، کیفیت حکمرانی را در مدرسه، بیمارستان، خیابان، محیط کسبوکار و خدمات عمومی احساس میکنند. اگر کیفیت این خدمات افزایش یابد، اعتماد نیز بازخواهد گشت و سرمایه اجتماعی تقویت خواهد شد.
امروز بیش از هر زمان دیگر، کشور به عبور از دولت کاغذی نیاز دارد. توسعه با انباشت اسناد محقق نمیشود، بلکه با اجرای دقیق سیاستها، مدیریت شایسته، شفافیت، پاسخگویی و اراده برای حل مسائل واقعی جامعه شکل میگیرد. آینده ایران در گرو آن است که فاصله میان تصمیم و اجرا کاهش یابد و دولت از تولید کاغذ به تولید نتیجه و از گزارشنویسی به حل مسئله حرکت کند.
0 نظر